تبليغاتX
سلام لرستان







تاريخ پل‌هاي لرستان آماده ثبت جهاني  

         

                           تاريخ پل‌هاي  لرستان آماده ثبت جهاني





جام جم آنلاين: مدير پروژه‌ي پل‌هاي تاريخي لرستان از تهيه‌ي پرونده‌ي 66 پل تاريخي اين استان براي ثبت در فهرست ميراث ملي و آغاز عمليات مقدماتي براي تهيه‌ي پرونده‌ي ثبت جهاني پل‌ها خبر داد.


علي‌جعفر مصطفي‌نژادي در گفت‌وگو با ايسنا، بيان كرد: با هدف ثبت و شناسايي پل‌هاي تاريخي لرستان، اقدامات عملي انجام شده‌اند. البته مجموع پل‌هاي ثبت‌شده‌ي لرستان تا سال 1387، 19 پل بود كه سال گذشته، اين تعداد به 85 پل رسيد. اكنون پرونده‌ي ثبتي 66 پل تهيه و عمليات ميداني آن‌ها انجام شده است كه به ترتيب براي ثبت به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور فرستاده مي‌شوند.


او ادامه داد: عمليات نقشه‌برداري، ليزر اسكن و فتوگرامتري چهار پل بزرگ كشكان، كلهر، زال و پل دختر آغاز شده است. اكنون عمليات ميداني آن‌ها به پايان رسيده است و در مرحله‌ي پردازش و تكميل نهايي هستند.

وي با اشاره به اين‌كه اين عمليات در شش پل تاريخي انجام خواهد شد، اظهار داشت: مستندنگاري پل‌هاي تاريخي لرستان شايد براي نخستين‌بار با تلفيق سه روش نقشه‌برداري، فتوگرامتري و اسكن ليزري انجام شده و مدل‌هاي سه‌بعدي تهيه‌شده بسيار واقع‌گرايانه و به‌دور از كپي‌برداري است.

به گفته‌ي مصطفي‌نژادي، از محل اعتبارات سال 1387، تعيين حريم 12 پل تاريخي لرستان را در دست اقدام داريم كه در مرحله‌ي فرستادن براي سازمان هستند. اين پل‌ها شامل پل‌هاي سه‌گانه‌ي كاكارضا و پل‌هاي چندگانه‌ي زال و رنگين‌بان مي‌شوند.

وي بيان كرد: از اقدامات ديگري كه از محل اعتبارات ملي و استاني در سال گذشته و چهارماه نخست امسال انجام شده‌اند، به گرفتن و پي‌گيري مصوبه‌هاي ثبت جهاني پل‌هاي تاريخي لرستان و مطالعه و مرمت آن‌ها مي‌توان اشاره كرد.

مدير پروژه‌ي پل‌هاي تاريخي لرستان يادآور شد: در اين بناهاي بزرگ سنگي، ملات ساروج، آهك و گچ نيم‌كوب به‌كار رفته است و از نظر قدمت به دوره‌هاي هخامنشي، ساساني، اسلامي و قرن چهارم هجري قمري مربوط مي‌شوند. سنگ‌هاي به‌كار رفته در اين پل‌ها و تراش و چيدمان معمارانه‌ي آن‌ها به‌گونه‌اي است كه پس از هزاران سال، پابرجا مانده‌اند.

نوشته شده توسط : كامران دالوند | 88/07/30 | 11:45 بعد از ظهر | + | موضوع: |

تهاجم فرهنگی ایران را شکست داد  

باسلام

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

ما از تهاجم فرهنگی داریم شکست می خوریم

بعدازدوهزاروپانصدسی وشش سال پادشاهی

ما ایرانیها دارای فرهنگی غنی از نیاکان خود بودیم

واین فرهنگ از هر نظر برای زندگی همگام با دیننهایی

که ما ایرانیها داشتیم بسیار مفید بوده واز قول انهایی که به

کشورهای دیگر صفر می کردند مردم ان دیار بسیار به ایرانیها

احترام می گذاشتن وما را دارای مهد تمدن میدانستن با وجود امدن نظام

جمهوری اسلامی کشور ما با خیلی از کشورهای بزرگ مثل امریکا واسرائیل

اختلافاتی پیدا شد وهمین اخطلافات باعث شد که شرق وغرب ایران را مورد حملهای

فرهنگی قرار دهند و با سرعت باور نکردنی به نتیجه خوبی رسیدند واین تهاجم فرهنگی

اختیار را کامل از دست ما گرفته ایا شما تا به حال دیده اید که مد لباسی که ما می پوشیم

یک ایرانی طراحی کرده باشد

 
 ایرانیان باستان، سرآمد پوشاک و پارچه در جهان

این لباس زمان خشایار شاه است

 

خشایارشاه و همراهانش
 

این لباس مربوط به زن ایرانیست

واین لباس زن اروپاست 

 شما دربین این دو لباس قظاوت کنید

چرا ما که کهنترین کشورراداریم باید از کشورهای تازه به دوران رسیده تقلید کنیم

بنده به یکی از لباسها اشاره می کنم کمربند را برای این ساخته اند که ان را

به کمر ببندن ولی قشرجوان ما ان را به باسن می بندن اگر اشمش 

کمربنداست چراانرا اینده سازان به جای دیگر بدن می بندن

این است تهاجم فرهنگی که ما شکست خوردیم

اینده سازان کشورهرتقلید را افتخاری

بزرگ می دانند

به دنباله این مطلب نگاه کنید که پدران ما ایرانیها چه کارها کردن وچکاره بودن

اما افتخار انها که جوانان ما هستند چکار کردن  

بیشترین اختراعات دنیا از ان نیاکان ما

بدترین اموزشها ویادگیریها

از ان ما شده

چرا

 

آیا می دانید...

 بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

  • آیا میداند : اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی بوده است .
  • آیا میدانید : اولین ارتش سواره در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کرد ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند.
  • آیا میدانید : اولین مردمانی که ق
    آیا میدانید دولت های هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند.
    اره آمریکا را کشف کردند ایراینان بودند و کریستف کلب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه واتیکان بوده
    • به فکر قاره پیمایی افتاده اند.
  • آیا میدانید : کلمه شاهراه از راهی که کورش بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده.
  • آیا میدانید : کورش بزرگ در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد.
  • آیا میدانید : کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در

 همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد.

      • آیا میدانید : اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش بزرگ در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد.
      • آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد ساخت ، ساخته شد.
      • آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری
      •  دائم را کورش بزرگ در ایران پایه گذاری کرد.
      • آیا میدانید : بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و به این دلیل که فرعون مصر از ایرانیان عذر خواهی نکرده و  به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، کمبوجیه با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد و به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.
      • آیا میدانید : داریوش بزرگ با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند برگذیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.
      • آیا میدانید : داریوش بزرگ طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بداند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگذین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید).
      • آیا میدانید : داریوش در پاییز و زمستان 518 – 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد.
      • آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بود آزاد کرد.
      • آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهرای بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.
      • آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش بزرگ به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجامید.
        • آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار مرخصی داشتند.
      • آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق همراه بوده است.
      • آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.
      • آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گذاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.
      • آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد.
      • آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.
      • آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد.
      • آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش بزرگ دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.
      • آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را برا جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت..
        داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.
      • آیا میدانید آئین زرتشت نخستین انقلاب انسانگرایی و آزادیخواهی در تاریخ بود. تمام نوشتارهای تاریخی نشان میدهد که چه اندازه این انقلاب جهان را به پیش کشاند و چه اندازه بر فرهنگ جهانی تاثیر گذاشت .
      • آیا میدانید : تحولی که زرتشت در فرهنگ ایران به وجود آورد زنهای ایرانی را در تمام زمینه ها هم تراز مردان کرد و زنها از چنان آزادی برخوردار شدند که مانند آنرا در هیچ جایی از دنیای باستان نمیتوان یافت. درآن زمان یونانیها با زنان خود مانند برده رفتار میکردند و ارسطو میگفت زن نمیتواند روح داشته باشد. (پل دو بروی: تاریخ فلسفه زرتشت، پاریس 1984 رویه 110)
      • آیا میدانید : هیچ صفحه ای از کتابهای تاریخ نمیتواند گواه دهد که یک نفر بزور به اندیشه زرتشت وارد شده باشد. اگر جز این بود زمانی که
      •  ایرانیان امپراطوری جهانی درست کرده بودند، یونان و هند و مصر و تمام خاور میانه و نیمی از آفریقا زرتشتی شده بودند. ( پل دو بروی: تاریخ فلسفه زرتشت، پاریس 1984 رویه 114)
      • آیا میدانید در فرمان آزادی کورش (قانون حقوق بشر). که 2541 سال پیش با خط میخی روی استوانه بزرگی نوشته شده و امروز در موزه لندن است، این جمله ها آمده اند: « انسانها آزادند که هر خدایی را که دلخواه آنها است بپرستند، آنها آزادند که در کشور دلخواه خویش زندگی کنند، همگی باید در آرامش و صلح زندگی نمایند.....». ( و. ایلرز : ترجمه استوانه کورش از خط میخی، 1974 : ی. کیله: تفسیر نوشتار استوانه کورش، 1973 )
      • آیا میدانید : پس از آزادی یهودیان از اسارت بابل بوسیله کوروش بزرگ، ساختن معبد اورشلیم بوسیله داریوش و جمع آوری تورات بوسیله خشایارشاه، سه پادشاه ایران، پیامبران یهودی همچون ایسایی، ژرمی، ازقیل ودانیل، کورش بزرگ را در تورات « فرستاده خدا و پیام آور آزادی» خواندند. (ژرار ایزرایل: کورش بزرگ، پاریس 1987)
      • بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : كامران دالوند | 88/02/28 | 5:53 بعد از ظهر | + | موضوع: |

ایل بیرانوند (بیرانون)  

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

ایل بیرانوند (بیرانون)

 سکندر امان اللهی بهاروند

بِیْرانْوَن (بِیْرِنْوَن ) ، از ایلهای لک زبان لرستان است . این ایل در زمان قاجاریان در صحنة سیاسی لرستان ظاهر شد و در شورشها و درگیری با قاجاریان و پهلوی سهم عمده ای داشت . بر اساس روایت محلی ، بیرانونها از نسل کسی به نام هجیالی یا هجالی اند که از حجاز به لرستان مهاجرت کرده است . او از حجاز به منطقة دلفان آمد و نزد بابابزرگ ، که اکنون مقبره اش زیارتگاه اهل حق است ، ماندگار شد و با دختر یکی از بزرگان دلفان به نام توشمال ] = کدخدا/ رئیس [ علوی ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نامهای بیران و باجول شد که اولی نیای پانزدهم ایل بیرانوند و دومی بانی ایل باجولْوَند * یا باجُلان است ، اما به نوشتة والیزاده معجزی (ص 311) چند قرن پیش ، شخصی از عربستان به نام هجیالی ، که می گویند محرف کلمة «حجازی » است ، در معیت یکی از دُعاة علوی ، که احتمالاً از داعیان اهل حق و صاحب بقعة مشهور به «بابای بزرگ » بوده و قبرش در منطقة کاکاوند دلفان واقع شده ، به دلفان آمده است .

 

براساس نوشته های اهل حق ، بابابزرگ در قرن پنجم می زیسته (صفی زاده ، ص 85 ـ86) و حال آنکه هجیالی ، که نیای شانزدهم بیرانونهاست ، در نیمة اول قرن دهم یعنی در زمان سلطنت شاه اسماعیل و شاه طهماسب اول (931ـ984) زندگی می کرده است . بر اساس گزارش راولینسون در 1252، بیرانونها و باجُلانها در قرن دوازدهم ، یعنی در اواخر دورة صفویه یا در زمان افشاریه ، از نواحی موصل آمدند و به لرستان پناهنده شدند (ص 152). او از قول میرزا بزرگ ، حاکم لرستان ، نوشته است که این دو طایفه مالیات کمی می پرداخته اند ولی در عوض 500 ، 1 رأس اسب در اختیار حاکم گذاشته بودند. بررسی شجره نامة بیرانونها نشان می دهد که سفر راولینسون به لرستان ، در زمان زین العابدین خان ، از نسل پنجم بعد از بیران ، صورت گرفته ، که در آن هنگام مردان بیرانون کمتر از 150تن بوده اند؛ اما بر اساس فهرست مالیاتی که میرزا بزرگ در اختیار راولینسون قرار داده ، جمعیت بیرانونها بالغ بر 500 ، 2 خانوار بوده است (همانجا). هیچ دلیلی بر نادرستی این رقم وجود ندارد مگر آنکه راولینسون در ضبط اطلاعات و تنظیم یادداشتهایش دچار اشتباه شده باشد. از طرفی شجره نامة بیرانونها پیوند نَسَبی تمام تیره های کنونی بیرانون را با بیران مشخص کرده است . شاید تمام این خانوارها با جمعیتی در حدود 000 ، 12تن غیر بیرانون بوده اند که به بیرانونها ملحق شده بوده اند.

به هر حال ، منشأ مکانی و قومی بیرانونها به طور دقیق مشخص نیست . هر چند تاریخ شفاهی بیرانونها، آنها را

به اعراب نسبت می دهد، به نظر نگارنده ، بیرانونها در اصل از ایلات لک زبان غرب ایران اند و منشأ مکانی آنها را باید در مناطق درون یا برون مرزی غرب ایران جستجو کرد. بر اساس تاریخ شفاهی ، بیرانونها پیش از افشاریه در دلفان زندگی می کرده اند. اما گفته می شود که چون بیرانونها همراه دلفانها و باجلانها، نادرشاه را در جنگ با عثمانیها یاری دادند، نادرشاه قسمتی از اراضی پشتکوه و قسمتی از منطقة سیلاخور را به آنان واگذار کرد. بنابراین ، بیرانونها بایستی در زمان نادرشاه افشار منطقة دلفان را ترک کرده باشند. تا اینجا رد پای بیرانونها از منطقة دلفان به سیلاخور و پشتکوه مشخص شده است ، اما پیش از آنکه دربارة گسترش قلمرو آنها در زمانهای بعد گفتگو کنیم ، لازم است که چگونگی مهاجرت ایلات لک زبان از جمله دلفان ، سلسله و بیرانون را به لرستان بررسی نماییم .

اصولاً مهاجرت ایلات لک زبان به لرستان ، از زمان شاه عباس صفوی (996ـ 1038 هجری ) شروع شده است . شاه عباس برای تضعیف شاهوردیخان ، آخرین اتابک مقتدر لرستان ، در 1002، حدود دویست خانوار از لرهای حامی وی را که «زبدة آن قوم » بودند به «ولایت خوار ری » تبعید کرد (افوشته یی ، ص 494ـ 495). سپس در 1006 پس از اعدام شاهوردیخان و والی کردن حسین خان ، سران لرستان را به ضیافتی در پای چنارهای خرم آباد دعوت کرد و کلیة کسانی را که با انتصاب حسین خان مخالفت کرده بودند، قتل عام کرد (منجم یزدی ، ص 159ـ 160). با این حال ، مخالفان حسین خان به مخالفت ادامه دادند. در نتیجه ، شاه عباس ایلات سلسله و دَلفان را از ماهیدشتِ کرمانشاه برای حمایت از حسین خان والی ، به لرستان کوچاند (رابینو، ص 10ـ11). این ایلات که به احتمال قوی بیرانونها هم در میان آنها بوده اند، اراضی بعضی از ایلات لُر زبان چون کوشکی ، ساکی ، چگنی * /چگینی ، مافی ، امرایی ، و غیره را بتدریج تصرف کردند.

در زمان کریم خان زند، بیرانون ، باجلان و بهاروند * به شیراز کوچانده شدند اما هیچ یک از مورخان زمان زندیه به این موضوع اشاره نکرده اند. این طوایف پس از سقوط زندیه به لرستان برگشتند و چون در آن زمان آقامحمدخان قاجار چگنیها را از منطقه هرو به نواحی قزوین تبعید کرده بود، زمینة مساعدی برای تصرف منطقة هرو فراهم شده بود. تضعیف حکومت قاجاریان در لرستان که بیرانونها در آن سهیم بودند، این منطقه را به هرج و مرج کشاند و بیرانون که به صورت ایل مقتدری در آمده بود، نه تنها مایة دردسر برای قاجاریان گردید، بلکه اراضی دیگر ایلات چون چگنی ، کوشکی ، ساکی ، قسمتی از سرزمین سلسله و نیز بعضی از روستاهای بروجرد را تصرف کرد و در نتیجه بر منطقة وسیعی از لرستان دست یافت ( رجوع کنید به رزم آرا، ص 74ـ77).

بیرانونها پس از انقلاب مشروطیت ، به علت نابسامانی اوضاع ، منطقه را چنان به آشوب کشاندند که حتی از ورود حاکمان اعزامی به خرم آباد جلوگیری می کردند (والیزاده معجزی ، ص 332؛ فووریه ، ص 275). این وضع تا انقراض قاجاریان ادامه داشت تا آنکه دولت مرکزی در سالهای 1303ـ 1306 ش با اعزام ارتش و پس از چندین سال درگیریهای خونین ، سرانجام توانست بیرانونها را سرکوب کند ( رجوع کنید بهامیراحمدی ؛ شاه بختی ، جاهای متعدد). دولت پس از سرکوبی بیرانونها، گروه زیادی از آنها را به خراسان تبعید کرد، شماری از خوانین را اعدام یا زندانی کرد و بقیة ایل را یکجانشین نمود. بیشتر بیرانونها در طول سه دهة گذشته به خرم آباد مهاجرت کرده و شهرنشین شده اند.

در منابع پیش از قاجار، نامی از بیرانونها برده نشده است ، اما در طول حکمرانی قاجاریه و پهلوی ، آمار ضد و نقیضی دربارة تعداد جمعیت ایل بیرانون ارائه گردیده است . اولین کسی که آمار خانوارهای بیرانون را ذکر کرده ، راولینسون است . او شمار خانوارهای بیرانون را در 1252، حدود 500 ، 2 خانوار ذکر کرده که 500 ، 1 خانوار از شاخة آلیوند (آلاهینان ) و یکهزار خانوار متعلق به شاخة دشیوند (دشائینان ) بوده است (ص 152). پس از راولینسون ، حاج میرزا عبدالغفار نجم الدوله که در 1299 به لرستان سفر کرده ، تعداد بیرانونها را حدود هزار خانوار تخمین زده است (ص 20). در 1300، در گزارش یکی از مأموران دولتی که مستند به نظر می رسد، شمار خانوارهای بیرانون بالغ بر سه هزار خانوار ذکر شده است ( جغرافیای لرستان پیشکوه و پشتکوه ، ص 142). این رقم نیز با شجره نامة بیرانونها همخوانی ندارد، ولی با توجه به اینکه گروههای زیادی چون مُمصارم ، چنگائی ، فراش ، سگوند، رُکرُک ، بوسی ، مَمیوند، کُرنوکر، و بازگیر به دلایل گوناگونی به بیرانونها پیوسته اند، می توان پذیرفت که بیشتر این خانوارها بیرانون اصلی نبوده بلکه رعایا (به اصطلاح هُمسا) بوده اند که البته چنین وضعی منحصر به ایل بیرانون نبوده است . آمار یاد شده که شامل خانوارهای بیرانون و غیربیرانون است ، درست به نظر می رسد، زیرا در آن هنگام دولت قاجار هنوز در لرستان نفوذ داشته و بیرانون از آن تبعیت می کرده است . پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در 1313، دولت تسلط چندانی بر بیرانونها نداشته است تا آماری برای جمع آوری مالیات تهیه کند. آمارهای بعدی ، که در مواردی اغراق آمیز است ، به زمانی برمی گردد که بیرانونها خودسری پیش گرفته و چنان مزاحمتی ایجاد کرده بودند که احتمالاً شمار آنها بیش از آمار واقعی جلوه گر می شد، چنانکه ویلسون در 1331 جمیعت بیرانونها را حدود ده هزار خانوار برآورد کرده است (ص 22) که آماری واقعی به نظر نمی رسد. در گزارش حوزة حکومتی بروجرد و لرستان (مهر 1306) آمده است که طایفة بیرانونها تا دو سال قبل 000 ، 12 خانوار و 000 ، 36 تن بودند که بسیاری پراکنده شده و از میان رفته اند و شاید حدود «شش هزار خانوار و هیجده هزار نفوس باشند» (روستایی ، ص 35). این گزارش غیر مستند نشان می دهد که تا 1306 ش ، هنوز آمار درستی از بیرانونها در دست نبوده است . رزم آرا در 1312 ش ، شمار خانوارهای دهات مناطق هرو و قسمتی از سیلاخور و ورکده را که محل سکونت ایلات بیرانون ، دالوند، آروان ، کائدرحمت و غیره بوده رویهمرفته حدود 184 ، 12 خانوار نوشته است (ص 81 ـ87). احتمالاً شمار بیرانونها بین 500 ، 6 تا000 ، 7 خانوار بوده است . اما نمی دانیم که این آمار شامل خانوارهای تبعیدی هم هست یا نه . متأسفانه آمار و ارقام دربارة بعضی از ایلات در منبع فوق نارساست . برای مثال ، جمعیت ایل دلفان حدود نُه هزار خانوار برآورد شده (ص 122ـ 145) که احتمالاً کمتر از آمار واقعی است .

ایل بیرانون نخست به دو شاخة آلاهینان (آلاینان ) و دشائینان (دشی نو) از نسل دو فرزند بیران تقسیم می شود. تیره های دشائینان بتدریج زیر نفوذ خوانین بیرانون از شعبة آلاهینان قرار گرفتند. به نوشتة علی محمد ساکی (ص 144ـ 148)، جمعیت بیرانونها در 1343 ش ، 500 ، 17نفر و یا تقریباً 500 ، 3 خانوار بوده است . ایزدپناه (ج 2، ص 222) نیز جمعیت بیرانونها را حدود 890 ، 35 و یا 726 ، 2 خانوار قلمداد کرده است که هر دو پژوهشگر بیرانونهای سیلاخور ودیگر مناطق را در نظر نداشته اند. تا آنجایی که نگارنده آگاهی دارد، در طول چند دهة گذشته ، آمار دقیق و منسجمی از بیرانونها تهیه نشده است . اکنون ایلات از هم پاشیده شده اند و رعایا یا هُمساها، برخلاف گذشته ، از بیرانونها تبعیت نمی کنند. بنابراین ، برخلاف گذشته ، اگر آماری تهیه شود، منحصر به بیرانونهای اصلی یعنی تبار بیران خواهد بود. شاخة مال قباد از این شعبه پرجمعیت ترین گروه و مشتمل برخوانین بیرانون است .

منطقة گرمسیری بیرانونها در پشتکوه لرستان قرار دارد که فعلاً استان ایلام نامیده می شود. گروهی از بیرانونها (تیرة زیدعلی ) در ماژین در دامنة کبیرکوه ، و عده ای در حُسینه (منطقة گرمسیری بهاروند) یکجانشین شده اند. ییلاق بیرانونها منطقة پهناوری بین خرم آباد و بروجرد است . این منطقه شامل بخش چقلوندی ، قسمتی از سیلاخور، قسمتهایی از بخش زاغه و بالاخره ریمله ، اسکین و جز آن است . افزون بر این ، بیشتر بیرانونها هم اکنون در خرم آباد زندگی می کنند.

منابع : محمودبن هدایت الله افوشته یی ، نقاوة الا´ثارفی ذکر الاخیار ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1350 ش ؛ احمد امیراحمدی ، اسناد نخستین سپهبد ایران ، چاپ سیروس سعدوندیان ، تهران 1373 ش ؛ حمید ایزدپناه ، آثار باستانی و تاریخی لرستان ، ج 2، تهران 1355 ش ؛ جغرافیای لرستان : پیشکوه و پشتکوه ، چاپ سکندر امان اللهی بهاروند، خرم آباد 1370 ش ؛ هنری کرزیک راولینسون ، سفرنامة راولینسون : گذر از زهاب به خوزستان ، ترجمة سکندر امان اللهی بهاروند، تهران 1362 ش ؛ علی رزم آرا، جغرافیای نظامی ایران : لرستان ، تهران 1320 ش ؛ محسن روستایی ، «ایلات و طوایف لر: گزارش 1306»، شقایق ، سال 1، ش 1 (بهار 1376)؛ علی محمد ساکی ، جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ، خرم آباد ] تاریخ مقدمه 1343 ش [ ؛ محمد شاه بختی ، عملیات لرستان : اسناد سرتیپ محمدشاه بختی ، 1303 و 1306 شمسی ، چاپ کاوه بیات ، تهران ] 1373 ش [ ؛ صدیق صفی زاده ، دانشنامة نام آوران یارسان ، تهران 1376 ش ؛ ژوانس فووریه ، سه سال در دربار ایران ، ترجمة عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1363 ش ؛ جلال الدین محمد منجم یزدی ، تاریخ عباسی ، یا، روزنامة ملاّ جلال ، چاپ سیف الله وحیدنیا، تهران 1366 ش ؛ عبدالغفاربن علی محمد نجم الدوله ، سفرنامة خوزستان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1341 ش ؛ محمدرضا والیزاده معجزی ، «ایل بیرانوند»، سالنامة دبیرستان بهار ( خرم آباد )، (1347 ش )؛

 

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

نوشته شده توسط : كامران دالوند | 88/02/15 | 1:13 قبل از ظهر | + | موضوع: |

ماها وفصلها سال از زبان نیاکان  

 

        تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

ماها وفصلها از زبان نیاکان

 

 

                                     

         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  

فروردین

فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر می روند.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 اردیبهشت

 اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء:

جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 خرداد

خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 تیر

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

امرداد

امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:

اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) به معنی مردنی,نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد))به غلط استعمال می شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :

نیک اندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 شهریور

شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 مهر

در سانسکریت میترا ,در اوستا و پارسی میثر ,و در پهلوی میتر,و در فارسی مهر گفته می شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند.مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان.میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است.مهر,ایزد هماره بیدار و نیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی ماند.برای انکه از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است.مقام مهر در بالای کوه ((هرا))است,انجایی که نه روز است و نه شب ,نه گرم است و نه سرد,نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است.این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.

آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است.ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند.مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و دکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم ((میترس))میستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند.نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 آبان

در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود.در اوستا بارها ((آپ))به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را,آبان میدانند.ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد.به سبب آنکه((زو))که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده ,او را شکست داده,تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد, ایرانیان این روز را جشن می گیرند,دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می گیرد.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

آذر

در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلوی آتر,و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند.ایزد آذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دی

در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ,دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معنی دادن و افریدن است.در خود اوستا صفت دثوش(=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی و روز ماه,روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار,دثوش)موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به ((دی))با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را ((دی باز)) و روز پانزدهم را ((دی بمهر))و....دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بهمن

در اوستا وهومنه ,در پهلوی وهومن,در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: ((وهو))به معنی خوب و نیک و ((مند))از ریشه من به معنی منش:پس یعنی بهمنش,نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند.یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد.خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می خواند,ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود.و در طب نیز این گیاه معروف است.

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اسفند

دراوستا اسپنتا آرمیتی,در پهلوی اسپندر,در فارسی سپندار مذ,سفندارمذ,اسفندارمذ,و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند,که صفت است به معنی پاک و مقدس,یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست,شاید و بجا.دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن . بنابراین ارمتی به معنی فروتنی,بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند.سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است.وی موظف است که همواره زمین را خرم ,آباد,پاک و بارور نگه دارد,هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است .بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می باشد.

 

   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

 

 

 

نوشته شده توسط : كامران دالوند | 88/02/15 | 0:47 قبل از ظهر | + | موضوع: |

رودخانه ها منشاء خير وبركت براي استان لرستان است  

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

                                 رودخانه ها منشاء خير وبركت براي استان است

                                                                      

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 با توجه به اهميت این موضوع، مصاحبه اي با مهندس نادرمختاري معاونت حفاظت و بهره برداري شركت آب و منطقه اي لرستان ترتيب داده ايم كه نظرشمارا به آن جلب مي كنيم.

 ـ آقاي مهندس مختاري ! درخصوص اهميت صيانت از بستروحريم رودخانه هادرلرستان توضيح دهيد؟

 : براساس ماده يك فصل اول قانون توزيع عادلانه آب (مالكيت عمومي و ملي آب ) وباتوجه به اصل 45 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آبهاي درياها وآبهاي جاري ورودها و انهارطبيعي و دره هاوهرمسير طبیعي ديگر اعم ازسطحي و زير زميني وسيلاب ها وفاضلاب ها وزه آب ها، درياچه ها مرداب ها، بركه هاي طبيعي، چشمه سارها، آبهاي معدني ومنابع آب هاي زير زميني از مشتركات بوده ودراختيارحكومت اسلامي است وطبق مصالح عامه ازآنها بهره برداري مي شود و مسئوليت حفظ واجازه ونظارت بر بهره برداري ازآنها به دولت محول مي شود كه حفظ وصيانت  بستر انهارطبيعي و كانال هاي عمومي ورودخانه ها اعم ازاينكه آب دائم يا فصلي داشته باشند و مسيل ها وبسترمرداب ها وبركه هاي طبيعي براساس ماده 2 و تبصره هاي آن به عهده وزات نيرو مي باشد.بد نیست بگویم كه دراستان لرستان حدود 2300 كيلومترشبكه هاي فرعي و اصلي رودخانه وجود دارد كه اين رودخانه ها منشاء خير وبركت براي استان است. رودخانه هاي استان اغلب داراي شيب تند وقدرت تخريب بالا هستند و درمواردي كه حريم وبستر طبيعي آنها توسط عوامل طبيعي وغيرطبيعي دستخوش تغييرات شود، اين امردرمواقع سيلابي باعث ضرر وزيان مالي و جاني مي شود كه سيلاب هاي سنوات گذشته دليل براين موضوع مي باشد. لذا جهت حفاظت ازحريم و بستررودخانه ها ضرورت دارد اولاٌ نسبت به تعيين حريم وبسترسراسري آن اقدام شود. دوماٌ مطالعات انجام گرفته جهت ادارات ثبت اسناد وشهرداريها و سايردستگاه هاي اجرايي مرتبط ارسال گردد.

 ـ مي توانيد ازمشكلات فراروی استان دراين خصوص صحبت كنيد؟

             : نداشتن مطالعات حريم وبسترسراسري رودخانه هاي استان وهمچنين عدم اطلاع رساني مناسب به مردم ومسئولين را مي توان به عنوان مشكلات اصلي اعلام نمود كه دراين خصوص نقش و وظيفه كارشناسان، مديران وصاحبنظران متخصص درامرمهندسي رودخانه درجهت برگزاري كلاس هاي آموزشي، سمينارها وميزگردها، بانگرش به مسائل خاص رودخانه ها لازم وضروري است وبراي انجام اين موارد تخصيص اعتبارات لازم وضروري است وانجام موارد فوق مي تواند بخش عمده اي ازمشكلات را حل نمايد.

 

ـ انتظارات شركت آب منطقه اي لرستان ازمردم و مسئولين چيست؟

               :انتظارمي رود كه مردم قبل ازانجام هركاري كه درداخل حريم وبستر رودخانه ها مي خواهندانجام بدهند باتوجه به قانون توزيع عادلانه آب، مجوزهاي لازم را ازشركت هاي آب منطقه اي كه متولي صيانت وحفاظت از حريم و بستر رودخانه ها مي باشند اخذ نمايند ورعايت ضوابط و مقررات مربوطه مي تواند خيلي ازخطرات احتمالي سيلاب ها را دررودخانه ها كاهش دهد ويا به طوركلي از بين ببرد.

 ـ تاكنون چه اقداماتي درخصوص حريم و بستر رودخانه هاي لرستان انجام داده ايد؟

             : ازسال 1384 مبادرت به تعيين ميزان حريم وبسترسراسري رودخانه اي داراي اولويت استان نموده ایم كه درمرحله اول رودخانه هاي خرم آباد،كرگانه،كشكان، ( ازسازه روستاي بابازيد تا

روستاي چم مهر) شهرستان پلدختر، تيره، سيلاخور، اليگودرز پايان پذيرفته و نقشه هاي كامل آنها به شهرداريهاي شهرستانها تحويل گرديده وبراساس قانون توزيع عادلانه آب باكليه متجاوزين به حريم و بستررودخانه برخورد قانوني بعمل آمده، احكام قضايي توسط مراجع قضايي درراستاي رفع تجاوزصادرگرديده وبراساس سياست گذاري شركت آب منطقه اي وباوجود حدود 2300 كيلومتري شبكه هاي فرعي واصلي رودخانه ها دراستان، انجام مطالعات حريم وبسترسراسري رودخانه ها دردستوركارقرارگرفته است.

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  
 
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com
نوشته شده توسط : كامران دالوند | 88/02/08 | 0:33 قبل از ظهر | + | موضوع: |

عیدنوروزسال 1388 برفارسی زبانهای دنیا شما مبارک  

 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

 

http://bayalda.blogfa.com/post-19.aspx 

 

اغاز سال ۱۳۸۸را به مردم فارسی زبان جهان تبریک  عرض می کنم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

        نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.
اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.
دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.
دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.
به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.
اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:
اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).
اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.
شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.
به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»
البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)
خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:
سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.
شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.
 
در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيك‌بختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است! 

 
 
 
 
 برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

 

با امید سالی خوش ویک رنگی در دوستی و همبستگی

 

...... درود بر روان پاک زرتشت ......

 

روزگار خوشی را در این سال برای شما ارزو مندیم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com 

کامران دالوند 

نوشته شده توسط : كامران دالوند | 87/12/28 | 8:49 بعد از ظهر | + | موضوع: |

نام لرستان، نماد هویت و هستی ما  

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

ابراهیم خدایی

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نام لرستان، نماد هویت و هستی ما

روزی روزگاری مردمی بودند و نامی داشتند، نام خویش مقدس و عزیز می‌دانستند، بدان می‌بالیدند و تلاش آنها این بود که هرجا فضلی و هنری از ایشان صادر می‌شود جز بدین نام نامور مباد.

            همین بود که اجازه ندادند اتابکان لر بزرگ و لر کوچک نامی دیگر گیرند، برخی منابع کوشیدند نام ایشان را مثل همه سلسله­های پادشاهی منطقه از روی طایفه و خاندانی برگزینند (چه لر بزرگ از هزارسفیان بود و لر کوچک از آل خورشید) اما نتوانستند، تا «لر» تقریبا تنها نام قومیتی ایرانی باشد که نام آن بر قدرتی سیاسی و دولتی نهاده شده است، این نه در میان سلسله­های ترک سابقه داشت و نه در سلسله های کُرد و پارس و گیلک و.. این اقوام همواره نام دولت خود را از دل طایفه‌ای بر می‌گزیدند نه تمامیت قومیت خویش، این لرها بودند که حکومت منطقه­ای خود را به نامی جز لر نامور نکردند.

کل دنیان وم بئی قدر هزارئ / ندئم ده لرسو یه بلگ دارئ

خوشین الس خوشین الس / هئ کَر یافته کوی بیاو وا نفس

ژه الوار کوه.. حق پیدا میو

نقل از  http://www.setinelor.com/

 

لطفا برای مطلب کامل  به ادامه  توجه کنید


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : كامران دالوند | 87/09/28 | 2:13 قبل از ظهر | + | موضوع: |

زاغه نام شهری است در استان لرستان  

 

زاغه نام شهری است در استان لرستان. این شهر مرکز بخش زاغه از توابع شهرستان خرم‌آباد است و در سرشماری ۱۳۷۵ خورشیدی ۳۰۰۴ نفر جمعیت داشتنام این بخش ممکن است به دلیل تولید گندم و ذخیره آن در این محل باشد. همچنین ممکن است نام آن وجود انبار یا قرارگاهی نظامی در آن باشد. گردنه زاغه در این منطقه قرار دارد. زاغه دارای آب و هوایی سرد و کوهستانی است. زاغه بر سر شاهراه تهران - خوزستان در فاصله شهرهای بروجرد تا خرم آباد قرار گرفته‌است.

اهالی زاغه با زبانهای لری و لکی تکلم می‌کنند. جمعیت زاغه حدود ۸۰۰۰ نفر است که بیشتر از دو طایفه بیرانوند و دالوند تشکیل شده‌اند. طبیعت زاغه در حال از بین رفتن است. وجود تپهٔ باستانی در این شهر باعث پر آوازه شدن این شهر در مناطق اطراف شده‌است.

 

زاغه

زاغه دارای چندین تپه  از جمله  تپه روستای نوماله وکلاه فرنگی وده نو ایوانی وتپه هفت چشمه

که قبلا نوزادان را در ان دفن می کردند تپه کله جو تپه وسط زاغه وتپه رنگرزان

وتپه اسلام اباد (چشمه کیزه) تپهای گور کش چندین  هستند

ناگفته نماند تپهای روستای هفت چشمه  چهار عدد هستند

شرط می بندم  که میراث فرهنگی حتا اسمی از اینها

را نمی داند

غارهای این بخش  هم چندین غار تفریحی  هستند  که یکی از انها  دست کمی از

غار علی صدر همدانندارد که اگر  توجهی می شد  برای استان کلی درامد  دارد 

 این غار در روستای زرین اباد  زاغه هست به نام  گاو میر  در قدیم 

 تعدادی گاو در این غار گم می شود  ودیگر  بیرون نم ایند

به همین دلیل این اسم را بر او گذاشته اند

غار قارین  که زمان شاه امریکایها 

از ان طلا استخراج می کردند

 سال ۵۶

غار یار علی

یکی ازبزرگترین سد های ایران به نام سد ایوشان که حدود هفت سال هست 

شروع شده و حدود ۳یا۴سال دیگر اتمام  این سد طول می کشد

سپاه پاسداران پیمانکار این سد هست

وجود دارد  نصف کشاورزی این شهر

از نظر اب  اباد خواهد شد 

اگر مسئولین تصمیم درستی در قبال این همه چشم انداز  بگیرند

زاغه شهر بزرگی خواهد شد

 

نوشته شده توسط : كامران دالوند | 87/09/28 | 0:31 قبل از ظهر | + | موضوع: |

بررسی نامجای خرم آباد  

هنگام بررسی نامجای «خرم آباد» به شهرها، روستاها و دهات مختلفی با نام «خرم آباد» برمی خوریم گرچه «خرم آباد» ( مرکز استان لرستان) از همه شناخته شده تر است و عموماً مراد از واژه ی «خرم آباد» همان «خرم آباد» لرستان است، ولی مکان های دیگری نیز با نام «خرم آباد» وجود دارد.

نگارنده پیش تر تنها با نام «خرم آباد» در استان مازندران برخورد نموده بودم و سال گذشته نیز به وبلاگی با نام «روستای خرم آباد» برخوردم که گویا خرم آباد ایشان روستایی از توابع استان مرکزی بود. اما چندی پیش هنگامی که برای جستجوی واژه ای به فرهنگ دهخدا مراجعه نموده بودم اتفاقاً با قطاری از نامجاهای «خرم آباد» در نقاط مختلف ایران برخورد نمودم که به نظر جالب می آمد، در ادامه این نامجاها آمده است.  *

 لازم به ذکر است که واژه ی «خرم آباد» لرستان فارسی شده ی واژه ی لری «خورموه» است، و در بین بومیان لرستان و خرم آباد واژه ی «خرم آباد» کاربرد چندانی ندارد.

 

1- خرم آباد: شهرستان خرم آباد یا منطقه لرستان، یکی از شهرستان های مهم استان ششم کشور ...

2- خرم آباد: نام یکی از دهستان های شهرستان تنکابن و نام مرکز دهستان است...

3- خرم آباد: ده کوچکی است از بخش حومه شهرستان نائین...

4- خرم آباد: دهی است از بخش حومه شهرستان یزد...

5- خرم آباد: دهی است از بخش ابرقوی شهرستان یزد...

6- خرم آباد: ده کوچکی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان...

7- خرم آباد: ده مخروبه ای است از بخش سمیرم بالای شهرستان شهرضا، اصفهان...

8- خرم آباد: ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان...

9- خرم آباد: ده کوچکی است از دهستان سیرج بخش شهداد شهرستان کرمان...

10- خرم آباد: ده کوچکیست از دهستان سیریز بخش زرند شهرستان کرمان...

11- خرم آباد: ده کوچکی است از دهستان حومه باختری رفسنجان...

12- خرم آباد: ده کوچکی است از دهستان کچرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر...

13- خرم آباد: دهی است از دهستان کاریزنو بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد...

14- خرم آباد: دهی است از دهستان چناران بخش حومه شهرستان مشهد...

15- خرم آباد: دهی است از دهستان کاریزنو بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد...

16- خرم آباد: دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند...

17- خرم آباد: دهی است ازدهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه...

18- خرم آباد: دهی است از دهستان مایوان بخش حومه شهرستان قوچان...

19- خرم آباد: دهی است از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار...

20- خرم آباد:دهی است از دهستان رقه بخش بشرویه شهرستان فردوس...

21- خرم آباد: دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور...

22- خرم آباد: دهی است از دهستان کنارشهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر...

23- خرم آباد: دهی است کوچک از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز...

24- خرم آباد: دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار...

25- خرم آباد: دهی است جزء دهستان رزقچای بخش نوبران شهرستان ساوه...

26- خرم آباد:  نام قریه ای است از قرای ری ؛ (به نقل از : معجم البلدان)

27- خرم آباد بهار: دهی از دهستان تبادکان بخش حومه شهرستان مشهد...

28- خرم آباد دینه سر: دهی است از دهستان فریم بخش دودانگه شهرستان ساری...

29- خرم آباد: نام رودیست که از قریه باباکمال وارد نهاوند میشود و تا قریه طایمه جریان دارد...

30- خرم آباد: شهری بوده است در خوزستان که شاپور ذوالاکتاف آنرا بنا کرد؛ (به نقل از شاهنامه)


زبهر اسیران یکی شهر کرد
جـهان را از آن بوم پربهر کرد
کـــجا خرم آباد بد نام شـهر
از آن بـوم خـرم کرا بود بهر

*همه ی موارد به استثنای موارد 30 و 26 از کتاب «فرهنگ جغرافیایی ایران» نقل مضمون شده است

     http://veys.blogfa.com       نقل از ویس کرمی          

نوشته شده توسط : كامران دالوند | 87/09/17 | 9:32 بعد از ظهر | + | موضوع: |

حماسه تاج الملوک چگینی در قزوین  

حماسه تاج الملوک چگینی در قزوین

 

ایلات لر و لکی که امروزه در قزوین و اطراف آن ساکن  نقش تعیین کننده ای مخصوصا در دوران قاجار در تاریخ قزوین داشته اند.
یکی از برجسته ترین فرازهای تاریخی این اقوام که در دوران مشروطه در قزوین خلق شده است حماسه ایست که  توسط شیر زنی از ایل چگینی به نام تاج الملوک چگینی بوجود آمده است که در زیر شرح مفصل آن آمده است:

تاج الملوک چگینی :
یکی از مناطقی که در ایام مشروطه  نقش تعیین کننده ای در تاریخ کشور ایفا کرد قزوین بود این شهر در مسیر حرکت مشروطه خواهان گیلانی به سرکردگی محمد ولی خان سپهسالار قرار داشت این آزادیخواهان که نقشه فتح تهران را داشتند برای این مهم به ناچار می بایستی ابتدا قزوین را فتح می نمودند .
مشروطه خواهان گیلان در اردیبهشت سال1288هجری شمسی پس از درگیری هایی که طول مسیر قزوین رشت با ماموران دولتی و هواداران محمد علیشاه داشتند ،قزوین را تصرف کردند، دراین ایام در  شهر قزوین اتفاقاتی رخ داد که  ایلات لر و لک قزوین در آن تاثیر بسزایی داشتند . از این افراد می توان به حاجی خان سالارحشمت غیاثوند(غیاث نظام) رئیس ایل غیاثوند و-ناصرخان و قدرت اله خان غیاثوند -فرزندان غیاث نظام و تاج الملوک چگینی -همسر غیاث نظام - وهمچنین مسیح خان کاکاوند، سرکرده ایل کاکاوند اشاره نمود...

منبع :سایت ستین به مدیریت ابراهیم خدائی

ادامه مطلب  

 


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : كامران دالوند | 87/09/06 | 7:17 بعد از ظهر | + | موضوع: |









در اين سايت
در كل اينترنت
قالب وبلاگ | یاس تم